باز اسمان دلم ابريست
و باز نگاهم پريشان تمام ثانيه هاي توست
اري اين است زندگي من
و من پسري 20 ساله...
كه جز رنج چيزي نميداند از زندگي
ديروز باران امد
و باز همان لحظات
همان خاطرات
زندگي چيزي نبود جز رنج
و اين يگانه معنايي بود كه من يافتم
ديريست كه هر شب دلم هواي تو را ميكند
و هر لحظه به ياد تو ميفتد
و هر لحظه تو خواهي دانست كه من
يگانه دليل بودنت بودم
و باز ميدانم كه روزي خواهيم رسيد به هم.........
................
نسيم محمدي